فریاد بی صدا

من زاده دامان غمم هيچکسم نيست جز اشک در اين غمکده فرياد رسم نيست اي درد بيازار مرا هرچه تواني خوش باش که ميميرم و کس داد رسم نيست . .. نه از آشنايان وفا ديده ام .. نه در باده نوشان صفا ديده ام .. زنامردميها نرنجد دلم .. كه از چشم خود هم خطا ديده ام . ..اين چه كاريست كه من مهر تو بر دل گيرم ...تو شب و روز بگيري به دلت كينه من ... نازنينم اين چه رسميت اين چه رسميت ... طبيبا مكن منعم از جام می .. که درد درون را دوا دیده ام .. . وفاي تو را نازم اي اشك غم ... كه در ديده عمري تورا ديده ام

از خودم دلگیرم  درون باتلاقی که خودم با دستای خودم ساخته ام گیر کرده ام.

دیگر نفس کشیدن غیر ممکن شده است.

آری از خودم دلگیرم که چرا زندگیم را باختم؟

چرا انقدر زود تسلیم شدم؟

به خاطر چی؟ بخاطر کی؟ بخاطر هیچی؟!

پشیمانم اما خیلی دیر است من دیگر آن کسی نیستم که بودم!


پ.م:::

اول ار همه تولدم میارک هوراهورا

حال و حوصله هیچ چیزی رو ندارم و دلگیرتر  از روزهای قبلم

وقتی نگاه به گذشته میکنم جز آه و حسرت چیزی برام

نداره هیچ وقت فکرشم نمیکردم تمام روزهایی که خوش

بودم تبدیل میشه به یه کابوس برام کابوسی که یه لحظه

هم رهام نمیکنه کابوس نبودن اون لحظه ها کابوس

نبودن خیلی ها... کابوس نبودن خیلی چیز ها.....

تولدم مبارک

همه چیز برایم مرد.

امشب مرگ خویش را جشن میگیرم.

متنفرم از این ساعت

خدایا متنفرم از این زندگی پر از پوچی...



نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/۸ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |

دلتنگم دلتنگ روزهایی که دلتنگ نبودم.

دلتنگم دلتنگ رویاهای کودکی.

دلتنگ خودم هستم.

دلتنگه خنده های کسی هستم که خنده های مرا با خود برد.

دلتنگ کسی هستم که قلب مرا با خود برد.

دلتنگ کسی هستم که تمام هستیم رو ازم گرفت.

دلتنگ کسی هستم که غرورم رو ازم گرفت.

دلتنگ کسی هستم که در نبودش توی تاریکی جان دادم.

دلتنگ کسی هستم که مرا ویران کرد و به ویرانی من میخندد!!

چرا باید دلم برای کسی تنگ بشه که گریه های مرا نادیده گرفت؟

چرا باید دلتنگ کسی باشم که در آغوش کسه دیگه ای است؟

چرا باید دلتنگ باشم وقتی دلتنگ من نیست؟

..............

 

هنوز زنده ام، هستم! اما مثل غروب جمعه غریب هستم. 

به وسعت یه اقیانوس تنهایی دارم.

و به اندازه تک تک ستاره ها غم و قصه دارم

من اینجا تک و تنها در شهر مردگان زند گی میکنم. 

همه مرده اند! یا خودشان را به مردن زده اند؟

حالم خوب نیست! کمی تا قسمتی داغونم

قلم من غریب شده است دیگر مثل سابق جوهر ندارد.

دیگر قلم من حس نوشتن ندارد حتی نوشتن از غروب دلگیر جمعه ها.

به اندازه کافی از تنهاییم گفته ام.

اما چه حاصل از گفتن؟

من هنوزم زنده ام ولی کسی رو اطرافم زنده نمیبینم!!  گریه

پ.ن:

از غصه دوریت شبها با گریه میخوابم نه خواب راحتی دارم نه

آرومم تو بیداری انقدر از همه کس بد دیدم که به چشم های

خودم بدبینم شاید دنیا خوبه من دارم با دید بد میبینم همه چی

رو به دل میگیرم ....

 حوصله نوشتن ندارم الان 1 ساعت هست که میخوام بنویسم ولی

نمیتونم دلم گرفته... 

امشب دلم پر بود خیلی نوشتم هرچی مینوشتم تموم نمیشد دلم خالی نمیشد ولی وسطش

 

بیخیال شدم گفتم بزار تو دلم بمونه مثل همیشه که حرفهامو میخوردم تو دلم نگه داشتم...

 

شاید مرگ تنها یاری رسان من باشد آه ای مرگ با تمام وجود صدایت می کنم....

 

دلم گرفته خدایا .... دلم گرفته  گریه

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٦ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |

چند شبی هست که خواب به چشمایم نمی آید.

این همه بی قراری برای چه هست؟؟

کاش میدانستی کاش از حال زارم با خبر بودی...

تو که هیچ از من نمیدانی میدانی که تو هر نفسم تورا صدا میکنم؟؟

ای تو که از هیچی من خبر نداری.

تو که از حال زار من خبر نداری.

هیچ می دانی وقتی صدایت را می شنوم عقل از سر بی عقلم میپره؟؟

هیچ می دانی وقتی دوباره صدایت را شنیدم دیوانه شده ام؟

هیچ می دانی دوباره هوایی شده ام؟؟

چرا هیچی از من نمیدانی؟؟

تو که از نفس به من نزدیک تری!

چرا هیچ چیز درباره حال زار من نمی دانی؟

هیچ می دانی وقتی صدایت را می شنوم چه حالی می شوم؟

هیچ می دانی وقتی باز یه هو میری و من در آرزو شنیدن صدایت چقدر گریه میکنم؟

 تو که هیچ چیزی از من نمی دانی در حالی که تو تمام گریه هایم تو هستی؟

چرا هیچ چیز از من نمی دانی؟

هیچ می دانی در حسرت دیدنت خویش را فراموش کرده ام؟

هیچ خبر داری از گریه های دلم؟

هیچ میدانی از حال زار من؟

خبر داری در خلوت تنهاییم خون گریه می کنم؟

هیچ می دانی؟؟؟

 

پ.ن : 

دیگه در انتظار راه فرار و دریچه امیدی نیستم.

 

دیگه دنبال خورشید زندگیم نمیگردم.

 

نه هیچ چیزی نمیخواهم.

 

هیچ چیزی برایم مهم نیست.

 

زنده باشم؟ مرده باشم؟ هیچ چیزی برایم مهم نیست

 

چه فرقی داره برای جسمی که روحش مرده است؟؟؟

نه دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست.....

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۱٦ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |

سلام سلام سلام سلام هزار و سیصدتا سلام.

خوبید ؟ خوشین ؟

به تولد من خوش اومدین تشویق

 

تولد تولد تولدم مبارک. تشویق

 

مبارک مبارک مبارکه و مبارکتشویق

 

من سال1371.  8 تیر  بدنیا اومدم.

 

پس من 19 ساله شدممممممممممممممممممممممم

 

هورااااااااااااااا نیشخند

 

تولد تولد تولدم مبارک.تشویقتشویق

 

برم شمع ها رو فوت کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که  1200سال  زنده باشم خنده

 

تولدم مبارک.

 

هرکی کادو شو به من زودتر از همه بده بهش یه جایزه ی خوب میدم.

 

حالا ببینیم کی زودتر میده.

 

گل وگل و گل گل گلکه

 

                چه خوشگل و بانمکه .

 

تولدش مبارکه مبارکه مبارکه.   تشویقتشویق

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۸ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |

الا ای معدن لطف و عنایات 

                                   الا ای مرکز جود و کرامات

از این بار غم و این نار هجران

                                     خلاصی ده مرا ای رکن ایمان


قبولم کن که سر تا پا خطایم     گدای کوی احسان شمایم

 

 

خدا گوش کن گلایه

 

با کی کجاست خدا نامهربون من

میدونم عاقبت شک منو میکشه

دیوونه من شدم از دست دلهره

شک نیست حقیقته این حس  شوم من

 

 

از این نامهربونی گله دارم

چرا دستم نمیگیری مگه من چقدر تا پیش تو فاصله دارم

خدیاا روزگار بی مروت نکرده لحظه ای با من محبت

دچارم کرده به درد غریبی نصیبم چی شده جز رنج و غربت

هواست پیش من نیست منو کردی فراموش

اجاق بخت من رو چرا تو کردی تو خاموش

مگه جرمم چی بوده دعاهام  بی جوابه

خدااااااا

خدا برس بدادم که حالم خرابه

 

 

نه عشقم مونده نه تنها رفیقم (از اول هم عشقی نبود که بمونه)

خدا برس به دادم من غریبم

تو زندگی به جز غصه ندیم

خوشی کجاست چرا من بی نصیبم

خدا تنها تویی پشت پناهم

خدا جونم منو تنها نذار

اگه ترکم کنی کجا برم من

اخه جز تو که من کسی ندارم  ازم رو برنگردون

که بی تو کم میارم

ببخش منو که گفتم ازت گلایه دارم

هنوز امید دارم که دستامو بگیری ..........

 

 دلم رو دستم مونده   .........

عمرم حلال تو... عشقت حروم من  . . . 

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/۱٤ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |


یاد گرفتم ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی

یاد گرفته ام . . .  نفس بکشم بدون تو . . . . . و به یاد تو

یاد گرفتم . . . .  دیگر عاشق نشوم

یاد گرفتم دیگر دل به کسی  نبندم  . . .

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ...

اما فراموش کردنت رو هیچ وقت یاد  نگرفتم

و نمیخواهم که هیچ وقت یاد بگیرم . . .




مهربانی هایتان را به دستی ببخشید که میدانید به او خواهی رسید

وگر نه حسرتی می گذارید بر دلی که  دوستتان دارد  . . . . .

 


دلم تنگ است...

نپرسید چرا . . .

.

* طاهر امیری  خیلی بی معرفتی . . . نیشخند

دفتر شعرهایم را سفید میگذارم
بی تو بودن
نوشتن ندارد....
درد دارد....

دل شکستهدل شکستهگریهگریهگریهدل شکستهدل شکسته


نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/٢٢ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |

عشق اولین تو بودی                با تو من عشق شناختم

ای تو عشق اخرینم                  رفتی درد و شناختم

 

 

 

انتظـــار دیدن تـــو کوله بار سنگینی است که به دوش می کشم

!!!
انتظـــارشیرینی است ؛ دردیست که دوستش دارم

!!!
غمـــی است که رنجم می دهد ، غمت را هـــم دوست دارم

!!!

 


 

Sh

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱۱ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |

 هر شب که انتظار تو رو میبرم به روز

              شرمنده که نفس میکشم هنوز ...

 

 

نامهربون یه روز به حرفم میرسی

 

تقصیر تو نیست نازنین بشکنه دست های خودم

 

 

تو منو بردی زیادت ولی من تا نفس دارم به

یادت میمونم   بی وفا این جواب عشق

 پاک من نبود تو جوونی پیر شدم

 

نازنینم . . . * هر لحظه همچون نفس کشیدن تو رو به خاطر میسپارم

 

        مطمئن باش بی عشق تو خواهم مرد ...

دل تو همیشه مغرور نمیمونه ...

دیگه آروم اروم میمیرم ای خدا چکار کنم من چی بگم

درسته غصه دارم و از درد می میرم

من دم نمی زنم مثل مرد می میرم

تو همین حال و هوا می میرم

با توام ای بی وفا می میرم

به خیالم که همه خوشحالن

من ولی تو غصه ها می میرم

تو خدای عشق من بودی عزیز

آخر عمر،بی خدا می میرم

درس عبرت واسه عاشقا میشم

مث یه بی سرو پا می میرم

به تو گفتم که دو حالت داره عشق

یا پیشم می مونی یا می میرم

حرفامو تو نشنیدی افسوس

حرف من تمومه  می میرم


 

 

با عرض سلام خدمت دوستان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه

این ترم به دلایلی ... از درسهام عقب

افتادم  10 روز دیگه امتحاناتم شروع میشه

شب و روز بخونم شاید جبران کنم یک ماه

نیستم یه وقت

داداش کوچیک تون رو  از یاد نبرید ها میخوام

این پستم نظر هاش بیشتر باشه 


از حضور پر مهرتون باز هم تشکر میکنم

یه دنیا آرزو شادی و خوشبختی برای همتون دارم بازم ممنون قلب

قلب


 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٦ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |


Design By : Night Skin