فریاد بی صدا

من زاده دامان غمم هيچکسم نيست جز اشک در اين غمکده فرياد رسم نيست اي درد بيازار مرا هرچه تواني خوش باش که ميميرم و کس داد رسم نيست . .. نه از آشنايان وفا ديده ام .. نه در باده نوشان صفا ديده ام .. زنامردميها نرنجد دلم .. كه از چشم خود هم خطا ديده ام . ..اين چه كاريست كه من مهر تو بر دل گيرم ...تو شب و روز بگيري به دلت كينه من ... نازنينم اين چه رسميت اين چه رسميت ... طبيبا مكن منعم از جام می .. که درد درون را دوا دیده ام .. . وفاي تو را نازم اي اشك غم ... كه در ديده عمري تورا ديده ام

دلتنگم دلتنگ روزهایی که دلتنگ نبودم.

دلتنگم دلتنگ رویاهای کودکی.

دلتنگ خودم هستم.

دلتنگه خنده های کسی هستم که خنده های مرا با خود برد.

دلتنگ کسی هستم که قلب مرا با خود برد.

دلتنگ کسی هستم که تمام هستیم رو ازم گرفت.

دلتنگ کسی هستم که غرورم رو ازم گرفت.

دلتنگ کسی هستم که در نبودش توی تاریکی جان دادم.

دلتنگ کسی هستم که مرا ویران کرد و به ویرانی من میخندد!!

چرا باید دلم برای کسی تنگ بشه که گریه های مرا نادیده گرفت؟

چرا باید دلتنگ کسی باشم که در آغوش کسه دیگه ای است؟

چرا باید دلتنگ باشم وقتی دلتنگ من نیست؟

..............

 

هنوز زنده ام، هستم! اما مثل غروب جمعه غریب هستم. 

به وسعت یه اقیانوس تنهایی دارم.

و به اندازه تک تک ستاره ها غم و قصه دارم

من اینجا تک و تنها در شهر مردگان زند گی میکنم. 

همه مرده اند! یا خودشان را به مردن زده اند؟

حالم خوب نیست! کمی تا قسمتی داغونم

قلم من غریب شده است دیگر مثل سابق جوهر ندارد.

دیگر قلم من حس نوشتن ندارد حتی نوشتن از غروب دلگیر جمعه ها.

به اندازه کافی از تنهاییم گفته ام.

اما چه حاصل از گفتن؟

من هنوزم زنده ام ولی کسی رو اطرافم زنده نمیبینم!!  گریه

پ.ن:

از غصه دوریت شبها با گریه میخوابم نه خواب راحتی دارم نه

آرومم تو بیداری انقدر از همه کس بد دیدم که به چشم های

خودم بدبینم شاید دنیا خوبه من دارم با دید بد میبینم همه چی

رو به دل میگیرم ....

 حوصله نوشتن ندارم الان 1 ساعت هست که میخوام بنویسم ولی

نمیتونم دلم گرفته... 

امشب دلم پر بود خیلی نوشتم هرچی مینوشتم تموم نمیشد دلم خالی نمیشد ولی وسطش

 

بیخیال شدم گفتم بزار تو دلم بمونه مثل همیشه که حرفهامو میخوردم تو دلم نگه داشتم...

 

شاید مرگ تنها یاری رسان من باشد آه ای مرگ با تمام وجود صدایت می کنم....

 

دلم گرفته خدایا .... دلم گرفته  گریه

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٦ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط علی غم زاده نظرات () |


Design By : Night Skin